ميرزا محمد على وفا زواره اى

154

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

قانع « 1 » اسمش محمّد قاسم 110 ، شهير به شانه‌تراش ، آبا و اجدادش در اصفهان جنّت‌نشان ، به شغل شريف تجارت ، اشتغال داشته ، قدم در طى طريق ديگر مشاغل نگذاشته‌اند . به واسطهء تغيّرات اوضاع روزگار و اختلافات دهر ناپايدار ، او را دست از مشاغل آبا ، كوتاه و با خيل شعرا ، قرين وا اسفاه گرديد . ولى مردى آرميده ، دنيا ديده و سختى روزگار كشيده است . به حسن اخلاق ، موصوف و به زهد و تقوا معروف است . به مقتضاى تأثير تخلّص ، با عدم بضاعتش ، كمال قناعت است و به مدحت‌سرايى جناب مستطاب قدوة الايام مقتدى الانام اسلاميان پناه - روح من يروح فداه - با همگنانش نهايت مناعت . در مناقب آن جناب مستطاب ، قصايد و قطعات بسيار گفته . قدرى از آنها كه قابل تذكر بود ، انتخاب و ثبت كتاب شد . قصيده 111 اى منوّر به تو نجوم جلال * وى مقرّر به تو رسوم كمال بوستانى است صدر تو ز نعيم * آسمانى است قدر تو ز جلال در كرامت تو را نبوده نظير * در شهامت تو را نبوده همال شرك را از تو منهدم ، اركان * شرع را از تو منتظم ، احوال نه ملك را ز طاعت تو ، حزن * نه فلك را ز خدمت تو ، ملال بس فقير است با عطاى تو بحر * بس حقير است با سخاى تو مال اى ثناى تو سروران را ، وِرد * وى لقاى تو اختران را فال هم سعادت ز تو ربوده بها * هم سيادت ز تو فزوده ، جمال

--> ( 1 ) - ( نسخه نگ : اين بخش را كلا ندارد . )